تبليغاتX
دیانت بهائی و اسلام - معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهایی
معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهایی سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 18:2
معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهایی



از آنجائیکه در متون و آثار بهایی شارع مقدس اسلام بکلمه خاتم النبیین (1) ملقب گردیده اند لذا برخی از محققین غیر بهایی چنین تصور مینمایند که در کتب بهایی نیز سلسله انبیا الهی بعد از پیامبر اسلام قطع و بساط رسالت و نبوت به ظهور حضرتشان منطوی گردیده است ولی نکته قابل توجه همین جاست که کلمه خاتم النبیین در آثار بهایی به هیچ وجه معنای ختم سلسله مظاهر مقدس و قطع فیض الوهیت را از عالم بشریت ندارد بلکه در آثار بهایی ذکر خاتم در حق پیغمبر اسلام به جهت تعزیز و تجلیل از مقام پیغمبر یا به معنی ختم دوره نبوت جزئیه و شروع دوره اعلای از آن که دون مقام غیب الهی و فوق نبوت است اطلاق گردیده است (2) که اکنون مزید تبصر هر کدام از معانی را جداگانه در پنج قسمت مورد مطالعه قرار میدهیم:

معنی اول : همانطور که در بدو مقال گفته شد یکی از معنانی خاتم النبیین که در آثار بهایی بدان اشاره شده است این است که خاتمیت پیغمبر اسلام به معنای ختمیت دوره رسالت جزئیه و شروع رسالت کلیه بوده است بدین معنی که با ظهور پیغمبر اسلام دوره نبوت و رسالت جزئیه خاتمه پذیرفته و مقدمات ظهور کلی الهی که در کتب مقدسه بشارت داده شده بود فراهم گردیده است چه که شارع بهایی هر چند در سلسله ادیان گذشته ظاهر و از لحاظ صفت مانند ادیان سلف جنبه رسالت دارند ولی مقاما از ظهورات گذشته برتر و عالیتر بوده و از لحاظ افاظه فیوضات معنوی به مراتب شدیدتر از انبیا پیشین بشمار میروند. این ظهور عظیم در حقیقت همان ظهور کلی الهی است که در کتب و رسالئل آسمانی مانند تورات و انجیل و قرآن و همچنین در احادیث و اخبار اسلامی به ظهور رب آسمانی و ظهور الله و نبا عظیم و ظهور مکلم طور ملقب گردیده است بنابراین به اعقاد بهایی رشته رسالت و نبوت نه تنها به ظهور پیغمبر اسلام منقطع نگردیده بلکه با ظهور حضرت بهاالله امر عظیمتری در عالم تحقق یافته است و نفثات روح القدسی نه تنها قطع نشده بلکه تجلی و اشراقش شدیدتر گشته است. چنانچه شارع بهایی خود به کرات در خلال نصوص و الواح مبارکه استمرار و توالی مظاهر آسمانی را امری ضروری دانسته و ضمنا برای آنکه عظمت ظهور خویش را نسبت به ظهورات گذشته معلوم گرداند پیامبر اسلام را به خاتم النبیین ملقب فرموده اند تا معلوم شود این ظهور جدید با آنکه دون مقام الوهیت می باشد ولی از مقام رسالت و نبوت که در شریعت اسلام تصور میرفته بالاتر و رفیع تر است بنابراین کلمه خاتم النبیین در آثار بهایی به هیچ وجه به معنای قطع سلسله رسالت و نبوت نبوده بلکه معنای آن این است که بعد از ظهور پیامبر اسلام ظهور عالیتری در عالم تحقق یافته و امر عظیمتری ظاهر گردیده است در مثل وقتی میگوییم معلم دوره متوسطه خاتم المعلمین است معنای این جمله این نیست که بعد از اختتام دوره متوسطه سلسله معلمین قطع و مراحل علم خاتمه پذیرفته باشد بلکه منظور ما از ختمیت در این مقام آنست که بعد از دوره متوسطه دوره عالیتری از علوم آغاز و معلم بزرگتر و مطلع تری رشته تدریس را بدست خواهد گرفت.چناچه حضرت بهاالله در جواهر الاسرار صفحه 49 که در اوائل ظهور نازل گردیده است بدین مطلب اشاره نموده و در اثبات فضیلت این ظهور بر ظهورات گذشته چنین می فرمایند " ثمّ اعلمْ بأنّ هذه الجنّة في يوم الله أعظم من كلّ الجنان وألطفُ من حقائق الرّضوان لانّ الله تبارك وتعالى بعد الّذي ختم مقام النّبوّة في شأن حبيبه وصفيّه وخيرته من خَلقه، كما نُزّل في ملكوت العزّة ﴿ولكنّه رسول الله وخاتَمُ النّبييّن﴾، وعد العباد بلقائه يومَ القيمة لعظمة ظهور البَعْد، كما ظهر بالحقّ. ولم يَكُنْ جنّةٌ أعظم من ذلك ولا رتبةٌ أكبر من هذا إنْ أنتم في آيات القرآن تتفكّرون. فهنيئاً لمن أيقن بلقائه يوم ظهور جماله" که معنای آن به طور خلاصه یعنی به جهت عظمت ظهور بعد بود که خداوند تبارک و تعالی بعد از آنکه مقام نبوت را در شان حبیب و برگزیده خود و بهترین خلق خود (رسول الله) ختم کرد مردم را به لقای خود در روز قیامت وعده داد.(3)

اکنون با کمی دقت در مضمون کلمات (لعظمه ظهور البعد) بخوبی معلوم میشود که اطلاق کلمه خاتم النبیین در حق پیامبر اسلام به جهت ذکر عظمت این ظهور بوده است البته واضح است که فضیلت و تقدم ظهور حضرت بهاالله بر ظهورات قبل بدان جهت میباشد که حضرتشان موعود جمیع ادیان و ملل عالم بوده و به جهت آنکه در زمان مترقی تری مبعوث گشته اند بنابر حوائج این عصر حقایق عالی تری و وسیعتری به جامعه انسانی عرضه فرموده اند چنانچه حضرتشان در کتاب ایقان در اثبات فضیلت مقام این ظهور به ظهورات گذشته آیه شریفه قرآن را که میفرماید"تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض"(4) مورد استناد قرار داده و با استناد به همین آیه است که در کلمات فردوسیه می فرمایند "مقام این امر فوق مقام ماظهر و یظهر است" در بیان عظمت این ظهور کافی است عرض شود که کتب مقدسه قبل و همچین آثار اسلامی و آیات قرآن کریم برای بیان عظمت ظهور بعد که ظهور حضرت بهاالله است آنرا به لقا الله تسمیه فرموده اند.چنانچه قرآن بعد از بیان آیه " ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین" مردم را به لقای الهی بشارت داده می فرماید " تحیتهم یوم یلقونه سلام " یعنی تحیت آنها در روزی که خداوند را ملاقات کنند سلام است در اینجا ضمیر کلمه "یلقونه" راجع به خداوند بوده و منظورش ظهور کلی الهی می باشد چه که واضح است خداوند مجید هرگز از مقام کمال و اطلاق تنزل به رتبه نقص نمینماید و در هیکل انسان محدود و ناقص متجسد نمی گردد.پس به خوبی واضح است هر جا که قرآن کریم به ظهورالله بشارت میدهد مراد مظهر ظهور کلی الهی می باشد.

همچنین در کتاب ایقان مبارک می فرمایند "در کتاب مبین رب العالمین بعد از ذکر ختمیت فی قوله تعالی ولکن رسول الله و خاتم النبیین جمیع ناس را به لقای خود وعده فرموده"(5) همچنین در لوح ابن ذئب صفحه 134 می فرمایند "امروز کلمه مبارکه ولکن رسول الله و خاتم النبیین بیوم یقوم الناس لرب العالمین منتهی شد" و همچنین در زیارت نامه حضرت سید الشهدا می فرمانید " هذا یوم فیه انتهت آیه القبل بیوم یقوم الناس لرب العرش و الکرسی المرفوع" و همچنین در کتاب اقدس میفرمایند " ایاکم ان یمنعکم ذکر النبی عن هذا النبا الاعظم" و در لوحی می فرمایند "بشارت عظمی که از قلم اعلی جاری و نازل آنکه و لکنه رسول الله و خاتم النبیین بکلمه مبارکه یوم یقوم الناس لرب العالمین منتهی گشت. (6)
و در مجموعه اشراقات صفحه 57 میفرمایند "قل هذا یوم فیه استوی مکلم الطور علی عرش الظهور و قام الناس لله رب العالمین" و در لوحی می فرمایند "امروز روزیست که بزرگی آن در جمیع کتب الهی از قلم اعلی مذکور و مسطور است اگرچه ایام ظهور مظاهر احدیه مطالع نور الهیه در مقامی با یام الله مذکور ولکن این ایام در جمیع کتب تخصیص یافته و مخصوص است و به حق جل جلاله چنانچه به خاتم النبیا می فرمایند " یوم یقوم الناس لرب العالمین و همچنین الملک یوئذ لله و جاء ربک و الملک صفا صفا"
همچنین حضرت ولی امرالله در لوح قرن بدیع که به افتخار احبای ایران نازل شده است آثاری از عظمت این ظهور از بیانات مبارکه نقل می فرمایند که از جمله چنین است "امروز یوم الله است و حق وحده در او ناطق لایذکره فیه الاهو ... امروز سید روزها و سلطان ایام ها است ... بصر ایام است بلکه بصر عالم به آن روشن عالم زمان به ساعتی از ساعاتش معادله ننماید آفتاب و ماه شبه این یوم را ندیده از ختمیت خاتم مقام این یوم ظاهر و مشهود "


1- در اشراقات صفحه 293 میفرمایند "الصلوة و السلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرساله و النبوه"
2- در مشارق الانوار شیخ رجب برسی صفحه 205 و در کتاب منتهی الامال شیخ عباس قمی جلد دوم صفحه 339 مذکور است که حضرت امیر در مورد ظهور مکلم طور فرمود "توقعوا ظهور مکلم موسی من الشجر علی طور"
3- جواهر الاسرار اثری است که از قلم حضرت بهاالله در جواب حاجی محمد اصفهانی که از شاگردان ممتاز شیخ مرتضی انصاری بشمار میرفت نازل گردیده است این لوح قبل از ایقان در بغداد نازل و در مورد اثبات حقانیت مظاهر مقدسه بحث نموده است.
4- یعنی بعضی از انبیا نسبت به بعضی دیگر افضل تر هستند و در سوره بنی اسرائیل آیه 57 میفرماید"لقد فضلنا بعض النبیین علی بعض" یعنی فضیلت دادیم بعضی از انبیا را بر بعضی دیگر.
5- صفحه 131
6- این بیان از اسرارالاثار جناب فاضل مازندرانی نقل گردیده است.
 
نوشته شده توسط Spring  | لینک ثابت |