دیانت بهائی و اسلام
بشارات کتب اسلامی به دیانت بهائی
خاتمیت و ظهور ادیان الهی
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 18:8
با سلام به شما پویندگان حقیقت
در این مقاله سعی شده علت استمرار مظاهر ظهور و ادیان الهی ذکر شود و همچنین دلیل اینکه چرا پیروان ادیان قبل، از پذیرفتن دید جدید سرباز زدند.
علت ارسال مظاهر ظهور در هر زمان
مطالب کتب ادیان الهی بر دو قسم است:
*قسم اول معارف الهی و احکام روحانی است از قبیل عرفان ،اعتقاد بخدا ،بقای روح و عالم بعد و... و احکام روحانی مانند محبت الله ،نوع دوستی ،وفای به عهد ،راستی و درستی ،امانت... و از این قبیل فضایل روحانی و اخلاقی و صفات و کمالات انسانی.
* قسم دوم احکام جسمانی است مانند آداب نماز و روزه و معاملات و حکم ازدواج یا طلاق و... که جزو فروع ادیان به حساب می آیند.
قسمت اول که معارف الهی و احکام و تعالیم روحانی است از اول و تا ابدالدهر قابل نسخ و تغییرو تبدیل نبوده و نیست و دعوی پیامبران که دین از این جعت قابل نسخ نیست کاملا صحیح است.اما قسم دوم که مربوط به احکام جسمانیست چون تغییر و تبدل لازم جسم میباشد لطف الهی چنین اقتضا دارد که بر موجود متغیر و متبدل احکام لا یتغیر حمل نفرموده و تکالیف بندگان را بر وفق اوضاع و احوال هر زمان معین و مقرر فرموده.بنابراین احکام جسمانی ادیان به مقتضای هر عهد و زمان توسط پیامبرین قابل نسخ و تغییرو تبدیل است.
و علت ارسال رسل و تجدد ادیان در هر عصر و زمان آنست که اولا معارف العی و احکام فراموش بر حسب وسعت دایره علوم و ترقی افهام ایضاح و توسعه و ترویج دهند. و ثانیا هر قسم از احکام جسمانی که بر وفق مقتضیات روح و عصر نباشد نسخ و به صورت تازع تری در آورده و تشریع شریعت جدید فرمایند.اینست که پیامبران همیشه امت خود را با انتظار رسدین روز موعود بشارت میدهند.
حضرت موسی علیه السلام
از جمله مظاهر الهیه حضرت موسی علیه السلام است که در مصر متولد شدند.قبل از رسالت وقتی به حمایت از یک سبطی پرداخت یک قبطی را کشت و از مصر فرار کرد و به چوپانی مشغول شد که از نظر فرعونیان مجرم شناخته شد و معلوم است با این وجو محبوبیتی نزد آن قوم نداشتند.و معلوم است یک نفر چوپان که از طبقه علما نبوده و اکتساب علوم نکرده و بدون خزائن سیمو زر چون بر خلاف عقاید دیرینه آن قوم سخن میگفته و فرعونیان را به خدای یگانه دعوت میفرموده با آنحضرت دشمن شوند.و آنحضرت در مقابل این همه زور و قدرت سلطان مقاومت کردند تا بتوانند قوم بنی اسرائیل باوج سعادت و عزت برسانند.و این قوه غیبیه الهیه بوده است که بدون اسباب و وسایل پیشرفت کرد و قدرت فرعونیان مانع آن نشد.
حضرت عیسی علیه السلام
و از جمله دیگر مظاهر الهیه حضرت عیسی علیه السلام است که آن حضرت هم درس نخوانده و خزائن سیمو زری نداشتند و همچنین از شدت ظلم دشمنان به کوه و بیاین متواری شده بود که از شدت فقر غذای آنحضرت ریشه گیاهان صحرا بود.با این حال میفرمودند کیست از من غنی تر؟ و میفرمودند من همان موعود تورات و پادشاه یهودم و چون این ادعا بر خلاف انتظار قوم یهود بود آن حضرت را بسیار شکنجه و آزار و اذیت کردند. زیرا قوم یهود معتقدند که شخصی از اولاد حضرت داود در دوران قدیم تولد یافته و در شهری بنام بن موشه که گرد آن شهر خندقی از ریگ روان است زنده و موجود میباشد و باید از آنجا بیرون بیاید و ظهور کند و بر تخت حضرت سلمیان و داود تکیه بزند و به ترویج احکام تورات بپردازد و قبل از ظهورش باید علائمی ظاهر شود که مثلا گرگ و میش و شیر و آهو و پلنگ و گوساله و ببر و بزغاله در ظاهر همه با هم صلح و سازش کنند و در یک چراگاه همچرا شوند و طفل شیرخوار دست در دهان افعی کند و به او آسیبی نرسد و از زمین بیت المقدس شیر و عسل جاری شودو... و چون این علایم را مشاهده نکردند و دیدند شخص دیگری که از اولاد داود نبوده و از مریم متولد شده و احکام تورات را ترویج نمیکند با او به مخالفت پرداختند و بدترین شکنجه و آزار را نسبت به آن حضرت روا داشتند و علما فتوا بر قتلش دادند.ولی با اینحال امر آنحضرت جهانگیر شد و سلاطین بزرگ جهان و علمای عالی مقام در مقابل عظمت و سلطنت الهیه اش سر تعظیم فرو آورند که همه اینها جز به قوه الهیه حاصل نمیشود.
حضرت محمد علیه السلام
و از جمله دیگر مظاهر الهیه حضرت محمد صلی الله و علیه وسلم است که آنحضرت هم به مکتب نرفته و درس نخوانده بود و از همان ابتدا بشتربانی ابوطالب و بعد تجارت خدیجه مشغول بود تا در شهر مکه برسالت مبعوث شدند.حضرت محمد نیز سیمو و زر نداشت و میفرمودند الفقری فخری و به محض رسالت محبوبیتی که در بین قوم داشتند از بین رفت و بنص قرآن آن حضرت را شاعر و دروغگو و دیوانه خطاب کردند.زیرا بر خلاف عقاید قوم خود سخن میگفت و اعرابی را که سالهای سال مشغول بت پرستی بودند از این کار منع میکردند و دعوت به خدای یکتا و یگانه میفرمودند.و قوم یهود که آمدن پیغمبری اعظم از حضرت موسی و کتابی را برتر از تورات قبول نداشتند و از جمله محالات میپنداشتند و به نص قرآن یدالله را مغلول میخواندند چون احکام قرآن را ناسخ تورات دیدند به مخالفت و عداوت با آنحضرت پرداختند.و همچنین مسیحیان معتتقد بودند احکام انجیل ابدست و منتظر کتابی نبودند که ناسخ انجیل باشد زیرا که در انجیل آمده است "آسمان و زمین ممکن است زایل شود اما کلام پسر انسان ابدا زایل نمیشود" و منتظر موعودی بودند که قبل از ظهورش علائمی ظاهر شود و زمین وسیع و تنگ گردد و ماه خورشید نور ندهند و ستاره های آسمان به زمین سقوط کنند و قبایل روی زمین بنوحه و زاری برخیزند آنگاه موعود در حالی که سوار بر ابر است از آسمان ظاهر شود و فوج ملائکه در اطرافش شیپور بزنند و با جلال عظیم و مجید و کبیر از آسمان بزمین فرود آید و بر ممالک و سلاطین جهان سلطنت کند و احکام انجیل را رواج دهد و چون بر خلاف عقیده و انتظارات دیرینه خود مشاهده کردند که شخص دیگری بنام محمد فرزند عبدالله از بطن آمنه در مکه متولد شده و علائم هم ظاهر نگشته و از آسمان هم نیامده و اظهار میدارد من همان موعود منتظر شما هستم."و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم ... و مبشرا برسول یاتی بعدی اسمه احمد" (یعنی وقتی که گفت عیسی پسر مریم ای بنی اسرائیل بدرستیکه من فرستاده خدایم بسوی شما ... و مژده دهنده به پیغمبری که میاید بعد از من و نام او احمد است.) سوره صف آیه 16
و مطابق این آیه حضرت محمد خود را موعود مسیحیان خوانندند و به جای ترویج انجیل قرآن را که ناسخ انجیل است آورند بنابراین مسیحیان گفتند که این شخص دروغگو است و نسبت به آن حضرت عداوت ورزیدند.و چنان آنحضرت را اذیت کردند که فرمود" هیچ پیغمبری را اذیت نکردند بدانگونه که مرا اذیت کردند" و در قرآن نیز آمده است: " یا حسره علی العباد ما یاتیهم من رسول الا کانوا به یستهزئون" (یعنی ای حسرت بر بندگان که نیامد ایشان را رسولی مگر اینکه اورا استهزا کردند) "سوره سی آیه 29.
ولی با این حال امر آنحضرت نیز گسترش یافت و در تمامی نقاط جهان منتشر شد و همه اینها تنها به قوه الهیه است.
در این مقاله سعی شده علت استمرار مظاهر ظهور و ادیان الهی ذکر شود و همچنین دلیل اینکه چرا پیروان ادیان قبل، از پذیرفتن دید جدید سرباز زدند.
علت ارسال مظاهر ظهور در هر زمان
مطالب کتب ادیان الهی بر دو قسم است:
*قسم اول معارف الهی و احکام روحانی است از قبیل عرفان ،اعتقاد بخدا ،بقای روح و عالم بعد و... و احکام روحانی مانند محبت الله ،نوع دوستی ،وفای به عهد ،راستی و درستی ،امانت... و از این قبیل فضایل روحانی و اخلاقی و صفات و کمالات انسانی.
* قسم دوم احکام جسمانی است مانند آداب نماز و روزه و معاملات و حکم ازدواج یا طلاق و... که جزو فروع ادیان به حساب می آیند.
قسمت اول که معارف الهی و احکام و تعالیم روحانی است از اول و تا ابدالدهر قابل نسخ و تغییرو تبدیل نبوده و نیست و دعوی پیامبران که دین از این جعت قابل نسخ نیست کاملا صحیح است.اما قسم دوم که مربوط به احکام جسمانیست چون تغییر و تبدل لازم جسم میباشد لطف الهی چنین اقتضا دارد که بر موجود متغیر و متبدل احکام لا یتغیر حمل نفرموده و تکالیف بندگان را بر وفق اوضاع و احوال هر زمان معین و مقرر فرموده.بنابراین احکام جسمانی ادیان به مقتضای هر عهد و زمان توسط پیامبرین قابل نسخ و تغییرو تبدیل است.
و علت ارسال رسل و تجدد ادیان در هر عصر و زمان آنست که اولا معارف العی و احکام فراموش بر حسب وسعت دایره علوم و ترقی افهام ایضاح و توسعه و ترویج دهند. و ثانیا هر قسم از احکام جسمانی که بر وفق مقتضیات روح و عصر نباشد نسخ و به صورت تازع تری در آورده و تشریع شریعت جدید فرمایند.اینست که پیامبران همیشه امت خود را با انتظار رسدین روز موعود بشارت میدهند.
حضرت موسی علیه السلام
از جمله مظاهر الهیه حضرت موسی علیه السلام است که در مصر متولد شدند.قبل از رسالت وقتی به حمایت از یک سبطی پرداخت یک قبطی را کشت و از مصر فرار کرد و به چوپانی مشغول شد که از نظر فرعونیان مجرم شناخته شد و معلوم است با این وجو محبوبیتی نزد آن قوم نداشتند.و معلوم است یک نفر چوپان که از طبقه علما نبوده و اکتساب علوم نکرده و بدون خزائن سیمو زر چون بر خلاف عقاید دیرینه آن قوم سخن میگفته و فرعونیان را به خدای یگانه دعوت میفرموده با آنحضرت دشمن شوند.و آنحضرت در مقابل این همه زور و قدرت سلطان مقاومت کردند تا بتوانند قوم بنی اسرائیل باوج سعادت و عزت برسانند.و این قوه غیبیه الهیه بوده است که بدون اسباب و وسایل پیشرفت کرد و قدرت فرعونیان مانع آن نشد.
حضرت عیسی علیه السلام
و از جمله دیگر مظاهر الهیه حضرت عیسی علیه السلام است که آن حضرت هم درس نخوانده و خزائن سیمو زری نداشتند و همچنین از شدت ظلم دشمنان به کوه و بیاین متواری شده بود که از شدت فقر غذای آنحضرت ریشه گیاهان صحرا بود.با این حال میفرمودند کیست از من غنی تر؟ و میفرمودند من همان موعود تورات و پادشاه یهودم و چون این ادعا بر خلاف انتظار قوم یهود بود آن حضرت را بسیار شکنجه و آزار و اذیت کردند. زیرا قوم یهود معتقدند که شخصی از اولاد حضرت داود در دوران قدیم تولد یافته و در شهری بنام بن موشه که گرد آن شهر خندقی از ریگ روان است زنده و موجود میباشد و باید از آنجا بیرون بیاید و ظهور کند و بر تخت حضرت سلمیان و داود تکیه بزند و به ترویج احکام تورات بپردازد و قبل از ظهورش باید علائمی ظاهر شود که مثلا گرگ و میش و شیر و آهو و پلنگ و گوساله و ببر و بزغاله در ظاهر همه با هم صلح و سازش کنند و در یک چراگاه همچرا شوند و طفل شیرخوار دست در دهان افعی کند و به او آسیبی نرسد و از زمین بیت المقدس شیر و عسل جاری شودو... و چون این علایم را مشاهده نکردند و دیدند شخص دیگری که از اولاد داود نبوده و از مریم متولد شده و احکام تورات را ترویج نمیکند با او به مخالفت پرداختند و بدترین شکنجه و آزار را نسبت به آن حضرت روا داشتند و علما فتوا بر قتلش دادند.ولی با اینحال امر آنحضرت جهانگیر شد و سلاطین بزرگ جهان و علمای عالی مقام در مقابل عظمت و سلطنت الهیه اش سر تعظیم فرو آورند که همه اینها جز به قوه الهیه حاصل نمیشود.
حضرت محمد علیه السلام
و از جمله دیگر مظاهر الهیه حضرت محمد صلی الله و علیه وسلم است که آنحضرت هم به مکتب نرفته و درس نخوانده بود و از همان ابتدا بشتربانی ابوطالب و بعد تجارت خدیجه مشغول بود تا در شهر مکه برسالت مبعوث شدند.حضرت محمد نیز سیمو و زر نداشت و میفرمودند الفقری فخری و به محض رسالت محبوبیتی که در بین قوم داشتند از بین رفت و بنص قرآن آن حضرت را شاعر و دروغگو و دیوانه خطاب کردند.زیرا بر خلاف عقاید قوم خود سخن میگفت و اعرابی را که سالهای سال مشغول بت پرستی بودند از این کار منع میکردند و دعوت به خدای یکتا و یگانه میفرمودند.و قوم یهود که آمدن پیغمبری اعظم از حضرت موسی و کتابی را برتر از تورات قبول نداشتند و از جمله محالات میپنداشتند و به نص قرآن یدالله را مغلول میخواندند چون احکام قرآن را ناسخ تورات دیدند به مخالفت و عداوت با آنحضرت پرداختند.و همچنین مسیحیان معتتقد بودند احکام انجیل ابدست و منتظر کتابی نبودند که ناسخ انجیل باشد زیرا که در انجیل آمده است "آسمان و زمین ممکن است زایل شود اما کلام پسر انسان ابدا زایل نمیشود" و منتظر موعودی بودند که قبل از ظهورش علائمی ظاهر شود و زمین وسیع و تنگ گردد و ماه خورشید نور ندهند و ستاره های آسمان به زمین سقوط کنند و قبایل روی زمین بنوحه و زاری برخیزند آنگاه موعود در حالی که سوار بر ابر است از آسمان ظاهر شود و فوج ملائکه در اطرافش شیپور بزنند و با جلال عظیم و مجید و کبیر از آسمان بزمین فرود آید و بر ممالک و سلاطین جهان سلطنت کند و احکام انجیل را رواج دهد و چون بر خلاف عقیده و انتظارات دیرینه خود مشاهده کردند که شخص دیگری بنام محمد فرزند عبدالله از بطن آمنه در مکه متولد شده و علائم هم ظاهر نگشته و از آسمان هم نیامده و اظهار میدارد من همان موعود منتظر شما هستم."و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم ... و مبشرا برسول یاتی بعدی اسمه احمد" (یعنی وقتی که گفت عیسی پسر مریم ای بنی اسرائیل بدرستیکه من فرستاده خدایم بسوی شما ... و مژده دهنده به پیغمبری که میاید بعد از من و نام او احمد است.) سوره صف آیه 16
و مطابق این آیه حضرت محمد خود را موعود مسیحیان خوانندند و به جای ترویج انجیل قرآن را که ناسخ انجیل است آورند بنابراین مسیحیان گفتند که این شخص دروغگو است و نسبت به آن حضرت عداوت ورزیدند.و چنان آنحضرت را اذیت کردند که فرمود" هیچ پیغمبری را اذیت نکردند بدانگونه که مرا اذیت کردند" و در قرآن نیز آمده است: " یا حسره علی العباد ما یاتیهم من رسول الا کانوا به یستهزئون" (یعنی ای حسرت بر بندگان که نیامد ایشان را رسولی مگر اینکه اورا استهزا کردند) "سوره سی آیه 29.
ولی با این حال امر آنحضرت نیز گسترش یافت و در تمامی نقاط جهان منتشر شد و همه اینها تنها به قوه الهیه است.
دوره آخر الزمان و موعود جمیع ادیان
جمیع پیغمبران و پیشوایان در کتب مقدسه به دو ظهور پی در پی بشارت داده اند که بواسطه آن دو ظهور مقدس عالم به نور پروردگار روشن می شود و سلطنت الهیه در جهان برقرار می گردد و آلات جنگ و جدال باسباب فلاحت و صنعت مبدل می شود و علم و معرفت توسعه و ترقی میابد و جهان خراب آباد می شود.
این دو ظهور به اصطلاح زدشتیان ظهور هوشیدر و سیوشانس و بعقیده کلیمان ظهور ایلیا و رب الجنود و به انتظار مسیحیان رجعت حضرت یحیی و نزول روح الله و باعتقاد مسلمانان شیعه ظهور اول قائم آل محمد و ظهور ثانی ظهور حسینی و بعقیده مسلمانان اهل سنت و جماعت ظهور اول ظهور مهدی و ظهور ثانی نزول عیسی و قیام روح الله است. منظور انبیا و اولیاء از ذکر اسما و القاب مختلفه حقیقت واحده بوده و باعتقاد بهاییان ظهور اول مربوط به حضرت اعلی و ظهور ثانی مربوط به حضرت بهاالله می باشد.
اشارات به دوظهور در کتب ادیان
*در کتاب مقدس هنود موسوم به گیتا به روح اعظم و ظهور کریشنا اشاره گردیده است.
*در کتاب گلدسته چمن آئین زردشت که استخراج از کتاب اوستا است در صفحه 71 تا 89 چنین آمده است:
"در آن وقت واپسین سیوشانس ظهور خواهد نمود و پاکی و تازگی جهان را تکمیل نموده بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهند کند... دنیا دوره خود را از سرگرفته همیشه تهی از آزار و آسیب خواهد ماند... آنزمان سیوشانس گیتی را تازه خواهند نمود"
و در جای دیگر می فرمایند " پس از غلبه تازیان و پریشانی به دینان خداوند در ایران بزرگی را از نژاد خسروان کیان بر انگیزد تا جهان را از خاور تا باختر بیزدان پرستی گرد آورد".
• و در کتاب دینکرد زردشتیان در میقات ظهور هوشیدر (حضرت باب) می فرمایند:" چون هزارو دوست و اند سال تازی آئین گذرد هوشیدر به پیغمبری انگیخته شود".
• در سفر دو اشعیا آیه 4 می فرمایند:"شریعت از صهیون و کلام از اورشلیم صادر خواهد شد و او امت ها را داوری خواهد کرد اقوام بسیار متنله شده شمشیر خود را بگاو آهن و نیزه های خود را با اره تبدیل کرده امتی بر امتی شمشیر نکشیده و جنگها را نخواهند آموخت."
• در فصل 35 اشعیا آیه 1 می فرمایند:" بیابان خشک و زمین خشک شادمان خواهند شد و صحرا بوجود آمده مثل گل نرگس خواهد شکفت شکوفه بسیار نموده و با شادمانی ترنم و شادی خواهد کرد شوکت لبنان و زیبایی کرمل باو اعطا خواهد شد.
• در تورات عربی آمده است "یرون مجدالرب بهاالنها" جلال یهوه بهاالله ما را مشاهده خواهند نمود.
• و در میقات ظهور حضرت بهاالله و حضرت اعلی در سفر دانیال باب 12 آیه 11 می فرماید"از هنگام که موقوف شدن قربانی دائمی و نصب نمودن رجاست ویرانی یکهزارو دویست و نود روز خواهد بود". در فصل 4 حزقیل آیه 6 می فرمایند"قرار دادم برای تو به جای هر روز یکسال" و متداول بین یهود و نصاری هر روز کتاب یکسالت بنابر این موقوف شدن قربانی دائمی بظهور اسلام واقع شد و از اعلان امر حضرت محمد تا ظهور حضرت بهاالله 1290 سال است و در آیه 7 همان فصل ظهور حضرت اعلی را بعبارت "یک زمان و دوزمان و نصف زمان" تعیین کرده که می شود سه سال و نیم و هر سال دوازده ماه است که می شود چهل و دو ماه و چهل و دو ماه هزارو دویست و شصت روز است و هر زمان به اصطلاح تورات چنانکه بیان شد یکسال است و در سال 1260 هجری قمری ظهور حضرت اعلی واقع شد.
• در مکاشفات یوحنا آیه 2 باب 11 آمده است"و شهر مقدس را چهل و دو ماه پایمال خواهند کرد" این مطلب اشاره به سفر 12 کتاب دانیال است که فرمود"یک زمان و دوزمان و نصف زمان" که سه سال و نیم است و هر سال 12 ماه است می شود چهل و دوماه و در جای خود بیان شده که چهل و دوماه می شود 1260 روز و روز به اصطلاح تورات یکسال است پس می شود 1260 که مربوط به سال ظهور حضرت اعلی است. و در آیه 3 همان باب می فرماید" به دو شاهد خود که پلاس پوشیده و هزار و دویست و شصت روز نبوت خواهم نمود" در این آیه معنی چهل و دو ماه را تصریح فرموده به 1260 روز و منظور از دو شاهد حضرت محمد و حضرت اعلی هستند که تا سال 1260 طول کشیده و اینکه آنها را به نام دو شاهد خطاب کرده در قرآن بیان شده "انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا" یعنی ای محمد ما تو را شاد و بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم (سوره فتح آیه 8)
در قسمتهای قبل در مورد پیامبران و بشارت به ظهور بعد از خود صحبت کردیم که چرا پیروان ادیان قبل با دین جدید مخالفت می کردند و حال از این پس به برخی از آیات و احادیثی که مربوط به ظهور بعد از اسلام است می پردازیم.
اشارات قرآن به ظهور بعد به صورت تاریخ دقیق و سال ظهور
"واستمع یوم ینادی المناد من مکان قریب یوم یستمعون الصیحه بالحق ذلک یوم الخروج" (سوره ق آیه 40)
یعنی بشنو روزی که منادی ندا می کند از مکان نزدیک آنروز می شنوند ندای بحق را و آنروز است روز خروج.
"و یقولون متی هذا الوعد ان کنتم صادقین قل لکم میعاد یوم لا تستاخزون عنه ساعته و لا تستقدمون" (سوره سبا آیه 28) یعنی می گویند چه وقت است میعاد ظهور اگر بوده اید از راستگویان بگو برای شما میعاد یک روز است که از آن ساعتی پس و پیش نخواهد شد.
و یک روز به اصطلاح قرآن هزار سال است.
جمیع پیغمبران و پیشوایان در کتب مقدسه به دو ظهور پی در پی بشارت داده اند که بواسطه آن دو ظهور مقدس عالم به نور پروردگار روشن می شود و سلطنت الهیه در جهان برقرار می گردد و آلات جنگ و جدال باسباب فلاحت و صنعت مبدل می شود و علم و معرفت توسعه و ترقی میابد و جهان خراب آباد می شود.
این دو ظهور به اصطلاح زدشتیان ظهور هوشیدر و سیوشانس و بعقیده کلیمان ظهور ایلیا و رب الجنود و به انتظار مسیحیان رجعت حضرت یحیی و نزول روح الله و باعتقاد مسلمانان شیعه ظهور اول قائم آل محمد و ظهور ثانی ظهور حسینی و بعقیده مسلمانان اهل سنت و جماعت ظهور اول ظهور مهدی و ظهور ثانی نزول عیسی و قیام روح الله است. منظور انبیا و اولیاء از ذکر اسما و القاب مختلفه حقیقت واحده بوده و باعتقاد بهاییان ظهور اول مربوط به حضرت اعلی و ظهور ثانی مربوط به حضرت بهاالله می باشد.
اشارات به دوظهور در کتب ادیان
*در کتاب مقدس هنود موسوم به گیتا به روح اعظم و ظهور کریشنا اشاره گردیده است.
*در کتاب گلدسته چمن آئین زردشت که استخراج از کتاب اوستا است در صفحه 71 تا 89 چنین آمده است:
"در آن وقت واپسین سیوشانس ظهور خواهد نمود و پاکی و تازگی جهان را تکمیل نموده بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهند کند... دنیا دوره خود را از سرگرفته همیشه تهی از آزار و آسیب خواهد ماند... آنزمان سیوشانس گیتی را تازه خواهند نمود"
و در جای دیگر می فرمایند " پس از غلبه تازیان و پریشانی به دینان خداوند در ایران بزرگی را از نژاد خسروان کیان بر انگیزد تا جهان را از خاور تا باختر بیزدان پرستی گرد آورد".
• و در کتاب دینکرد زردشتیان در میقات ظهور هوشیدر (حضرت باب) می فرمایند:" چون هزارو دوست و اند سال تازی آئین گذرد هوشیدر به پیغمبری انگیخته شود".
• در سفر دو اشعیا آیه 4 می فرمایند:"شریعت از صهیون و کلام از اورشلیم صادر خواهد شد و او امت ها را داوری خواهد کرد اقوام بسیار متنله شده شمشیر خود را بگاو آهن و نیزه های خود را با اره تبدیل کرده امتی بر امتی شمشیر نکشیده و جنگها را نخواهند آموخت."
• در فصل 35 اشعیا آیه 1 می فرمایند:" بیابان خشک و زمین خشک شادمان خواهند شد و صحرا بوجود آمده مثل گل نرگس خواهد شکفت شکوفه بسیار نموده و با شادمانی ترنم و شادی خواهد کرد شوکت لبنان و زیبایی کرمل باو اعطا خواهد شد.
• در تورات عربی آمده است "یرون مجدالرب بهاالنها" جلال یهوه بهاالله ما را مشاهده خواهند نمود.
• و در میقات ظهور حضرت بهاالله و حضرت اعلی در سفر دانیال باب 12 آیه 11 می فرماید"از هنگام که موقوف شدن قربانی دائمی و نصب نمودن رجاست ویرانی یکهزارو دویست و نود روز خواهد بود". در فصل 4 حزقیل آیه 6 می فرمایند"قرار دادم برای تو به جای هر روز یکسال" و متداول بین یهود و نصاری هر روز کتاب یکسالت بنابر این موقوف شدن قربانی دائمی بظهور اسلام واقع شد و از اعلان امر حضرت محمد تا ظهور حضرت بهاالله 1290 سال است و در آیه 7 همان فصل ظهور حضرت اعلی را بعبارت "یک زمان و دوزمان و نصف زمان" تعیین کرده که می شود سه سال و نیم و هر سال دوازده ماه است که می شود چهل و دو ماه و چهل و دو ماه هزارو دویست و شصت روز است و هر زمان به اصطلاح تورات چنانکه بیان شد یکسال است و در سال 1260 هجری قمری ظهور حضرت اعلی واقع شد.
• در مکاشفات یوحنا آیه 2 باب 11 آمده است"و شهر مقدس را چهل و دو ماه پایمال خواهند کرد" این مطلب اشاره به سفر 12 کتاب دانیال است که فرمود"یک زمان و دوزمان و نصف زمان" که سه سال و نیم است و هر سال 12 ماه است می شود چهل و دوماه و در جای خود بیان شده که چهل و دوماه می شود 1260 روز و روز به اصطلاح تورات یکسال است پس می شود 1260 که مربوط به سال ظهور حضرت اعلی است. و در آیه 3 همان باب می فرماید" به دو شاهد خود که پلاس پوشیده و هزار و دویست و شصت روز نبوت خواهم نمود" در این آیه معنی چهل و دو ماه را تصریح فرموده به 1260 روز و منظور از دو شاهد حضرت محمد و حضرت اعلی هستند که تا سال 1260 طول کشیده و اینکه آنها را به نام دو شاهد خطاب کرده در قرآن بیان شده "انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا" یعنی ای محمد ما تو را شاد و بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم (سوره فتح آیه 8)
در قسمتهای قبل در مورد پیامبران و بشارت به ظهور بعد از خود صحبت کردیم که چرا پیروان ادیان قبل با دین جدید مخالفت می کردند و حال از این پس به برخی از آیات و احادیثی که مربوط به ظهور بعد از اسلام است می پردازیم.
اشارات قرآن به ظهور بعد به صورت تاریخ دقیق و سال ظهور
"واستمع یوم ینادی المناد من مکان قریب یوم یستمعون الصیحه بالحق ذلک یوم الخروج" (سوره ق آیه 40)
یعنی بشنو روزی که منادی ندا می کند از مکان نزدیک آنروز می شنوند ندای بحق را و آنروز است روز خروج.
"و یقولون متی هذا الوعد ان کنتم صادقین قل لکم میعاد یوم لا تستاخزون عنه ساعته و لا تستقدمون" (سوره سبا آیه 28) یعنی می گویند چه وقت است میعاد ظهور اگر بوده اید از راستگویان بگو برای شما میعاد یک روز است که از آن ساعتی پس و پیش نخواهد شد.
و یک روز به اصطلاح قرآن هزار سال است.
نوشته شده توسط Spring
| لینک ثابت |

